یست فامیل های محمود احمدی نژاد
من به شخصه ابتدا که احمدی نژاد سر کار آمد گفتم با این وعده ها احتمالا تمام مفسدان را قلع و قمع می کنه و هر چی فامیل بازی و پارتی بازی را تعطیل می کنه اما محمود نخواست یا نتونست با افرادی مثل کردان و مشایی و باجناق ها و سردار میلیاردی... در زیر پست های فامیلی ایشان می آید تا اینکه فقط در حد حرف نباشد. البته این لیست بخشی از نزدیکان است و بقیه که حامی ایشان بودند مثل یکی از دوستانم که عضو ستاد تبلیغاتی وی بود و بعدها به مناصبی رسید و البته الان توبه کرده چون حداقل کمی انصاف داشت. نمی دانم چرا بعضی اوقات یاد ضرب المثل می افتم که «یا رب مباد که گدا معتبر شود؟!!»
یست فامیل های رئیس جمهور و آقای زریبافان که کل فامیل را با خود آورده! با حمایت رئیس جمهور:
داود احمدی نژاد: بازرس نهاد ریاست جمهوری. او برادر بزرگتر محمود احمدی نژاد است.
مسعود زریبافان: دبیر هیات دولت، او باجناق محمود احمدی نژاد است پس از ریاست جمهوری وی كه عضو شورای شهر تهران نیز بود، بعنوان دبیر هیات دولت منصوب گردید. او چندی بعد و با مصوبه مجلس مبنی بر ممنوعیت اشغال چند پست توسط كاركنان دولت ناچار به استعفا گردید و پس از شكست در انتخابات دور سوم شوراها، بعنوان رئیس مجمع باشگاه دولتی استقلال منصوب شد.
علیرضا مددی: مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی، مدیر كل تربیت بدنی استان تهران، وی برادرزاده باجناق زریبافان و كارشناس صنایع مهمات سازی وزارت دفاع بوده است.
حسین شبیری: رییس صندوق مهر رضا، شوهر خواهر احمدی نژاد.
پروین احمدی نژاد: معاون مركز امور زنان ریاست جمهوری، عضو شورای شهر، خواهر احمدی نژاد.
داود مددی: رئیس سازمان تامین اجتماعی، باجناق زریبافان.
ناظمی اردكانی: وزیر تعاون، شوهر عمه داماد زریبافان.
دانش جعفری: وزیر اقتصاد، پسر عمه پدر داماد زریبافان.
اسماعیل احمدی مقدم: نیروی انتظامی، همزمان با روی كار آمدن دولت احمدی نژاد اسماعیل احمدی مقدم باجناق محمود احمدی نژاد و معاون نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران بعنوان فرمانده نیروی انتظامی منصوب گردید.
سیدمحسن نبوی: عضو هیات مدیره شركت سرمایه گذاری خارجی، داماد زریبافان
علی اكبر محرابیان: وزارت صنایع و معادن، پس از بركناری علیرضا طهماسبی در مرداد ۱۳۸۶ علی اكبر محرابیان خواهر زاده محمود احمدی نژاد بعنوان وزیر صنایع و معادن معرفی گردید.
علیرضا علی احمدی: وزارت آموزش و پرورش، وی كه باجناق احمدی نژاد است در آذر ۱۳۸۶ جایگزین محمود فرشیدی شد.
مجتبی هاشمی ثمره: خواهر زاده مهندس باهنر، یكی از مشاورین احمدی نژاد مشاور عالی، مهندس مهدی هاشمی ثمره: مدیركل وزارتی وزیر نیرو، برادر هاشمی ثمره.
خانم قند فروش: مشاور خانواده وزیر كشور، زن برادر هاشمی ثمره.
عبدالحمید هاشمی ثمره: معاون وزیر صنایع، برادر هاشمی ثمره.
موسی پور: معاون پارلمانی وزیر كشور داماد خواهر مهندس باهنر
حسین صمصامی: سرپرست وزارت امور اقتصاد و دارایی خواهر زاده پرویز داودی
علی خیراندیش: پیمانكار ساختمان و پیمانكار وزارت نفت در انتقال گاز ایران به چین شوهر خواهر هاشمی ثمره.
طاهره نظری مهر: وزارت امور خارجه، وی كه همسر منوچهر متكی وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد است، از سازمان بهزیستی (در آستانه بازنشستگی) به وزارت امور خارجه منتقل گردید و به سمت مدیركل حقوق بشر و زنان وزارت خارجه منصوب شد. منوچهر متكی برای انتصاب وی به این پست اداره حقوق بشر وزارت خارجه را از اداره كل سیاسی و اموربینالملل جدا و همراه با دفتر امور زنان این وزارتخانه یك اداره كل جدید ایجاد و همسرش را به ریاست آن منصوب كرد.
برادر همسر منوچهر متكی: وزارت امور خارجه، وی كه دندانپزشك و فاقد هر گونه سابقه خاص در وزارت امور خارجه بوده است بعنوان وابسته كار به بحرین اعزام گردید.
به همه اینها چند شغله بودن الهام، سعیدلو، مهرداد بذرپاش كه مدارج ترقی صد ساله را به سبب دوستی قدیم با احمدی نژاد یك شبه طی كردند را هم باید اضافه كرد.
چرا به موسوی رای می دهم.
من هم به موسوی رای می دهم؟
چون صادق است.
چون دروغ نمی گوید.
چون حامی محرومان است
چون مدیر باتجربه ایست.
چون نخست وزیر محبوب امام است.
چون خاتمی او را دوست دارد.
چون زمان نخست وزیری وی با وجود جنگ خانمانسوز مشکلات و گرانی های امروز را نداشتیم.
چون هنرمند نقاش و معمار است.
چون بعد از چندین سال پیکان سواری تازه ماشینش را عوض کرده و پراید گرفته است.
چون ساده زیست است.
و چون بیست سال افسار دولت را رها کرده و طمع قدرت وی را مجذوب نکرده است.
تفاوت مدیریت در ایران و اروپا
اروپا: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود
ایران: موفقیت مدیر سنجیده نمیشود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است
اروپا: مدیران بعضی وقتها استعفا میدهند
ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود
اروپا: افراد از مشاغل پایین شروع میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند
ایران: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است
اروپا: برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر میگردند
ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود
اروپا: یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود
ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده
اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
اروپا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود
ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد
اروپا: مدیران بصورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار میکنند
ایران: مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ کار میکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار میشوند
اروپا: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند
ایران: برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن میکنند
اروپا: زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است
ایران: مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را میگیرند
اروپا: همه میدانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است
ایران: مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد
اروپا: شما مدیرتان را با اسم کوچک صدا میزنید
ایران: شما مدیرتان را صدا نمیزنید، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمیدهد
اروپا: برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است
ایران: برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت میکند
دعوا بر سر آن ترک شیرازی
دعوایی که بین حافظ و صائب و شهریار بر سر “آن ترک شیرازی” اتفاق افتاده:
به قول حضرت حافظ:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را
و صائب در جواب می گوید:
هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سر و دست و تن و پا را
و شهریار در جواب می گوید:
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم تمام روح و اجزا را
و دوستی گوید:
هر آن کس چیز می بخشد، به زعم خویش می بخشد
یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را
کسی چون من ندارد هیچ در دنیا و در عقبا
نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را
سخن رنج مگو،جز سخن گنج مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو،جز سخن گنج مگو
ور از این بیخبری، رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن، جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر، هیچ مگو
من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی، جز که به سر هیچ مگو
گفتم ای دل چه مه است این، دل اشارت میکرد
که نه اندازه تست ،این بگذر، هیچ مگو
گفتم این روی فرشته است عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته است و بشر، هیچ مگو
گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد،
گفت می باش چنین زیر و زبر، هیچ مگو
ای نشسته تو در این خانه پر نقش و خیال
خیز از این خانه برون، رخت ببر هیچ مگو
گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو
سفر چندباره با خانواده با هزینه بیت المال اطرافیان رییس جمهور، حجکم مقبول و سعیکم مشکور..
در حالی که دکتر احمدی نژاد تشرف مسوولان دولتی به حج تمتع برای بار دوم را ممنوع اعلام کرده است، برخی از اطرافیان رییسجمهور امسال برای دومین بار و یا به همراه خانواده عازم سفر حج شدند.
فرم مانیفست پرواز شرکت هواپیمایی سعودی در روز 3 دسامبر امسال نشان میدهد، علیاکبر جوانفکر، رحیم مشایی به همراه همسر، مسعود زریبافان، کردان و ... تعداد دیگری از نزدیکان رییسجمهور عازم سفر حج شدهاند.
همچنین یکی از منابع نزدیک به دولت، حضور آقایان زریبافان و شیخالاسلامی در سفر حج را تایید کرد. آقایان مشایی و جوانفکر سال گذشته نیز عازم حج شده بودند. دسترسی به آقای جوانفکر و بقیه اعضای فهرست پرواز 03DEC5347 هواپیمایی سعودی برای تایید انجام سفر با پرواز مذکور یا عدم حضور در این پرواز میسر نشد.
سفر اطرافیان رییسجمهور به حج در حالی صورت میگیرد که متوسط زمان انتظار برای سفر حج برای افراد عادی به گفته مسوولان سازمان حج و زیارت 17 سال است.
سفر اطرافیان رییسجمهور به حج در حالی صورت میگیرد که طی هفتههای گذشته نیز اسامی دو آقازاده آقای مشایی در کاروان 340 (اختصاصی وزارت خارجه) مشاهده میشد (+).
دکتر احمدی نژاد در جلسه 30 آذر سال 84 هیئت دولت، تشرف مسوولان دولتی به حج تمتع برای بار دوم را ممنوع اعلام کرد و به اعضای هیات وزیران دستور داد این امر را در همه زیرمجموعه های خود اجرا کنند.
منبع: مبین
به کجای ایرانی بودنمان افتخار می کنیم؟! به کجایش باید ببالیم؟
به کجای ایرانی بودنمان افتخار می کنیم؟! به کجایش باید ببالیم؟
بعد از 9 ماه که چند تا از سرباز های وظیفه توسط قاچاقچیان سابق و تروریست های فعلی گرفتار شدند و ما ککمان هم نگزید، دیروز خبر کشته شدن همه آنها اعلام و این بار تایید شد و باز هم ککمان نگزید، حداکثر سری به نشان تاسف عمیقمان تکان دادیم.
آرزو می کردم مسوولان ما هم مثل آقای پوتین در جریان تاتر مسکو عمل می کردند و همه، اعم از گروگان و گروگانگیر را از دم تیغ میگذراندند، لا اقل با اینکار نشان میدادند که این ماجرا برایشان مهم است. نه اینکه تا مدتها اصل ماجرا را انکار کنند. انکاری که گویا ترجیع بند رفتارهای سیاسیمان شده است.انکاری که امروز در وجود بسیاری از ما نهادینه شده و اینبار به قیمت جان تنی چند از مظلوم ترین و بی کس ترین جوانان این خاک تمام شد. ( اگر کسی را در بخشی از این نظام میشناختند که محل خدمتشان مثل خود من مرز پاکستان نمیشد و در شهر و دیار خود خدمت میکردند).
ما ایرانیها از منظر امور مربوط به ادعا سر آمد همه خاکیان و بلکه همه کیهانیان هستیم ما نه تنها ناسیونالیست نیستیم بلکه از شوونیست بودن هم عبور کرده ایم و امروز بگونه ای دچار نارسیسیسم شده ایم. اما چون تناقض از اساسی ترین خصایص ایرانیست، ما در عین اینکه باهوش ترین،میهن پرست ترین ، راستگو ترین،همنوع دوست ترین،مهمان نوازترین و جمعی دیگر از ترین های انسانی را جملگی در خود جمع کرده ایم، اما نه تنها اوضاعمان چنین است که همگی می دانیم ، که در مقام عمل بر خلاف تمام آن ترینها عمل می کنیم،رفتارمان با بی احساس ترین ملل جان پهلو میزند. بهمان بی احترامی می کنند و ککمان نمیگزد.جواب توهین ها را نه تنها نمیدهیم که با فرا فکنی مقصر را دیگران می دانیم و این بی احترامی ها را هم نتیجه رفتار آنها.
کاری به دولت و مسوولان ندارم که آنها لابد معذوریت هایی برای انتخاب نوع واکنششان دارند؟! از خودمان می گویم که امروز برایمان هیچ فرقی نمی کند که در اطرافمان چه می گذرد. ازکسانی که ادعاهایمان گوش فلک را کر می کند ولی پای عمل ، هیچ کدام ما قدم از قدم بر نداشتیم برای این سربازان مفلوک. دریغ از امضا زیر یک نامه شاید بی ارزش به یک ارگان.هیچ نکردیم و نشستیم و نه تنها هشدا ها را جدی نگرفتیم که دست به انکار زدیم.هیچ کس نبود به این انکار کنندگان بگوید که در عصری که ربایندگان با کمک گوگل ارث نقشه حمله به پاسگاه شما را میکشند چرا تصاویر مستند را انکار می کنید ؟ چرا حتی مشاهدات آن سرباز آزاد شده را هم جدی نگرفتید؟
ما ایرانیها به این رفتار عادت داریم! آنروزگاری که تازه از سیستان فرار کرده بودم و از سرنوشت تلخ آن همکار پزشک وظیفه با خبر شدم که آمبولانسش مورد اصابت آر پی جی اشرار قرار گرفت،من و امثال من به جای اینکه کاری بکنیم شکر کردیم که جان بدر برده ایم و در آن امبولانس نبوده ایم موقع برخورد آر پی جی!
من هم قبول دارم که نبود رسانه های آزاد و نداشتن آگاهی عوام هر روز هر چه بیشتر به این امر دامن میزند ولی به حجم وبلاگستان فارسی که مینگرم نا امید می شوم چرا که بسیار گسترده است ولی هیچ واکنش در خور توجهی را در این موارد از آن شاهد نبوده ایم.همگی دچار یک رخوت دسته جمعی شده ایم . تو گویی گرد تریاک ( شاید هم شربتش ) را بر آسمان این خاک پاشیده اند.در آنسوی مرز هم رسانه های اپوزوسیون احمق L.A نشین هم این سربازان را مزدور معرفی می کرد و بر طبل انتقام و شادی می کوبید.
چرا باید به کشوری افتخار کنیم که داشتن شهروندی آن ذره ای ارزش ندارد حتی برای خودمان .
این کاریست که امروز در مورد کارکنان کشتی در بند دزدان دریایی هم انجام می دهیم وگویا باید گوش بزنگ فاجعه ای دیگر باشیم.
مبارکمان باشد!
منبع:http://hichland.blogfa.com/post-59.aspx
کردان الگوی بسیج؟
«من رفتار آقای کردان در روز استیضاح را یک رفتار انقلابی ، آرمانی و مبتنی بر فرهنگ بسیجی دیدم. من می دیدم که ایشان آبروی خود را گذاشت تا لطمه ای به انسجام ملی و ارکان نظام و حیثیت کشور وارد نشود. فحش ها را خورد و تحمل کرد و حرفی نزد و این یعنی بسیجی بودن. ایشان بخاطر خدا خیلی ایستادگی کرد و من این برداشت را می کنم و مطمئن هستم کسی که آبروی خود را با خدا معامله می کند خدا به بهترین وجه آن را خواهد خرید.»
شاید برای شما این اظهارات آن هم از رئیس جمهور در جلسه تودیع و معارفه دو وزیر کشور در روزهایی که اخبار وزارت کشور هنوز نقل مجالس است قدری تعجب آور باشد.
حتما اکثر کسانی که مسائل روز را دنبال میکنند استیضاح کردان را شنیده و یا دیده اند استادی دانشگاه با فوق دیپلمی که به لطایف الحیل بدست آورده بود و دروغگویی مکرر بطوری که نوباوه از شدت دروغگویی وی برآشفته بود و فریاد میزد اما با ادب میگفت آقای کردان متاسفانه شما الان هم خلاف واقع میگویید. رییس جمهور حتما نشنیده جلسه استیضاح را وگرنه کدام آدم عاقل و عدالت خواهی و کدام بسیجی حق طلبی است که جلسه استیضاح را دیده باشد و باور کند کردان اسوه و الگوی بسیج معرفی شده است. با کدام معیار؟ با کدام سنجش؟ وآیا این حرفهای رییس جمهور خدشه به آرمانهای امام وانقلاب و توهین به فرهنگ والای بسیج نیست؟
آثار آقای کردان در کتابخانه ملی ایران
با جستجوی ساده در نرم افزار کتابخانه ملی ایران به 5 پایان نامه کارشناسی ارشد دفاع شده در واحدهای تهران شمال و تهران مرکز ونیز تعدادی کتاب برمیخوریم که در نوع خود جالب است. و سوال اکثر دانشجویان و فارغ التحصیلان این است که تکلیف پایان نامه هایی که ایشان دفاع کرده اند چیست در حالیکه به اعتراف خودشان فریب خورده اند و با تحقیق مجلس آخرین مدرک ایشان مدرک فوق دیپلم اعلام شد!؟ این هم از عجایب زمانه است قضاوت با شماست و این مطلب فقط قلقلک فکری خواننده است و قضاوت با شما و البته تنها خدا احکم الحاکمین است و به بندگانش حکم میراند. در زیر این لیست میآید.
آقا در سه پایان نامه مشاور و در دوتا استاد راهنما هستند و البته چه پایان نامه ای بشود اینها و کسانی که احتمالا از اینها بهره برداری کردند و صد البته موضوع پایان نامه را هم دقت کنید که خیلی جای تامل و متاسفانه تفکر دارد.که در عمق کدام فاجعه هستیم. مانده ام در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کنم یا نه ، واقعا دچار تردید شده ام
شماره بازیابی:۵۱-۳۳۶۷۵
شماره کتابشناسی ملی:۱۱۹۶۸۹۸
پدیدآور:اسدیانتراکمه، مهدی
عنوان و نام پدیدآور:عدالت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و نظریات مقام معظم رهبری (مدظله العالی)[پایان نامه]/نگارش مهدی اسدیانتراکمه ؛ استاد راهنما ابراهیم عزیزی ؛ استاد مشاور علی کردان
مقطع و رشته تحصیلی:( کارشناسی ارشد ) : حقوق عمومی
محل و سال اخذ مدرک:تهران، ۱۳۸۵
نام دانشگاه/ پژوهشگاه:دانشگاه آزاد اسلامی (تهران مرکزی). دانشکده حقوق. گروه علوم انسانی
شناسه افزوده:عزیزی، ابراهیم، استاد راهنما
شناسه افزوده:کردان، علی، ۱۳۲۴ - استاد مشاور
شماره بازیابی:۵۱-۳۳۸۰۵
شماره کتابشناسی ملی: ۱۱۷۷۵۲۱
پدیدآور:حسنزاده، محمدتقی
عنوان و نام پدیدآور:جایگاه مجلس شورای اسلامی در ایران و نظام انتخاباتی حاکم بر آن[پایان نامه]/نگارش محمدتقی حسنزاده ؛ استاد راهنما علی کردان ؛ استاد مشاور ولیالله انصاری
مقطع و رشته تحصیلی:( کارشناسی ارشد ): حقوق عمومی
محل و سال اخذ مدرک:تهران، ۱۳۸۵
نام دانشگاه/ پژوهشگاه:دانشگاه آزاد اسلامی ( تهران مرکزی ). دانشکده حقوق
شناسه افزوده:کردان، علی، ۱۳۲۴ -، استاد راهنما
شناسه افزوده:انصاری، ولیالله، استاد مشاور
شماره بازیابی:۵۱-۳۵۰۱۹
شماره کتابشناسی ملی:۱۱۱۹۷۹۰
پدیدآور:دهقانریکنده، علیرضا
عنوان و نام پدیدآور:حقوق اقلیتهای دینی در نظام حقوقی ج.ا.ا[پایاننامه]/نگارنده علیرضا دهقانریکنده ؛ استاد راهنما ابراهیم عزیزی ؛ استاد مشاور علی کردان
مقطع و رشته تحصیلی:( کارشناسیارشد ) : حقوقعمومی
محل و سال اخذ مدرک:تهران، ۱۳۸۶
نام دانشگاه/ پژوهشگاه:دانشگاه آزاد اسلامی( تهران مرکزی ). دانشکده حقوق
شناسه افزوده:عزیزی، ابراهیم، استاد راهنما
شناسه افزوده:کردان، علی، ۱۳۳۷- ، استاد مشاور
شماره بازیابی:۵۱-۲۷۰۸۹
شماره کتابشناسی ملی:۱۱۷۳۰۹۲
پدیدآور:رسولی، امیر
عنوان و نام پدیدآور:سازمانهای متولی رفاه اجتماعی در ایران[پایان نامه]/پژوهشگر امیر رسولی ؛ استاد راهنما مرتضی شهبازینیا ؛ استاد مشاور علی کردان
مقطع و رشته تحصیلی:( کارشناسیارشد ) : حقوق عمومی
محل و سال اخذ مدرک:تهران، ۱۳۸۴
نام دانشگاه/ پژوهشگاه:دانشگاه آزاد اسلامی ( تهران مرکزی ). دانشکده حقوق
شناسه افزوده:شهبازینیا، مرتضی، استاد راهنما
شناسه افزوده:کردان، علی، استاد مشاور
شماره کتابشناسی ملی: ۱۱۵۵۷۹۵
پدیدآور:صادقیان، نادعلی
عنوان و نام پدیدآور:بررسی تطبیقی تفکیک قوا در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران و انگلستان[پایان نامه]/نگارش نادعلی صادقیان ؛ استاد راهنما علی کردان ؛ استاد مشاور مصطفی تقیزادهانصاری
مقطع و رشته تحصیلی:( کارشناسی ارشد ) : حقوق، گرایش حقوق عمومی
محل و سال اخذ مدرک:تهران، ۱۳۸۵
نام دانشگاه/ پژوهشگاه:دانشگاه آزاد اسلامی ( تهران مرکزی ). دانشکده حقوق. گروه حقوق
شناسه افزوده:کردان، علی، استاد راهنما
شناسه افزوده:تقیزادهانصاری، مصطفی، استاد مشاور
کتابها:
سرشناسه:کردان، علی
عنوان و نام پدیدآور:از اصلاحات تا اصلاحات "مجموعه مقالات"/ علی کردان
مشخصات نشر:تهران: سروش (انتشارات صدا و سیما)، ۱۳۸۱.
رده بندی کنگره:BP۲۳۱/ک۴۴الف۴
رده بندی دیویی:۲۹۷/۴۸۳۲
شماره کتابشناسی ملی:م۸۱-۳۴۲۳۴
سرشناسه:کردان، علی، - ۱۳۲۴
عنوان و نام پدیدآور:فرهنگ و توسعه "مجموعه گفتارها"/ علی کردان
مشخصات نشر:[تهران]: پیک، ۱۳۷۹.
مشخصات ظاهری:ص ۱۹۶
رده بندی کنگره:DSR۱۶۹۶/ک۴ف۴
رده بندی دیویی:۹۵۵/۰۸۴۴
شماره کتابشناسی ملی:م۷۸-۱۷۰۰۵
سرشناسه:کردان، علی، - ۱۳۲۴
عنوان و نام پدیدآور:جوان و دین (مجموعه مقالات)/ علی کردان
مشخصات نشر:تهران: موسسه فرهنگی انتشاراتی فرهنگ کاوش: بیان آزادی، ۱۳۸۱.
مشخصات ظاهری:ص ۶۴
رده بندی کنگره:BP۲۳۰/ک۳۶ج۹
رده بندی دیویی:۲۹۷/۴۸۳
شماره کتابشناسی ملی:م۸۱-۱۰۷۳۸
سرشناسه:کردان، علی، ۱۳۳۷ -
عنوان و نام پدیدآور:گردشگری از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران ۱: مجموعه مقالات/علی کردان.
مشخصات نشر:تهران: بیان آزادی: ایراندخت، ۱۳۸۶.
رده بندی کنگره:KMH۳۰۳۳/ک۴گ۴ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی:۳۴۳/۵۵۰۷۸۹۱
شماره کتابشناسی ملی:۱۰۵۶۴۹۹
سرشناسه:کردان، علی، - ۱۳۳۷
عنوان و نام پدیدآور:تفحص و غوغا/ علی کردان
مشخصات نشر:تهران: بیان آزادی، ۱۳۸۱.
رده بندی کنگره:JQ۱۷۸۶/ی۴۴ک۴
رده بندی دیویی:۳۵۴/۵۵۰۶۸۷۴۵۴
شماره کتابشناسی ملی:م۸۲-۴۶۰۸
سرشناسه:کردان، علی، - ۱۳۳۷
عنوان و نام پدیدآور:منشور ملی ایرانیان، رفراندوم/ نویسنده علی کردان
مشخصات نشر:تهران: سروش (انتشارات صدا و سیما)، ۱۳۸۱.
رده بندی کنگره:JF۴۹۷/الف۹ک۴
رده بندی دیویی:۳۲۸/۲۰۹۵۵
شماره کتابشناسی ملی:م۸۱-۴۷۶۴۵
سرشناسه:کردان، علی، - ۱۳۳۷
عنوان و نام پدیدآور:منشور ملی ایرانیان و همهپرسی/ نویسنده علی کردان
مشخصات نشر:تهران: سروش (انتشارات صدا و سیما)، ۱۳۸۲.
رده بندی کنگره:JF۴۹۷/الف۹ک۴ ۱۳۸۲
رده بندی دیویی:۳۲۸/۲۰۹۵۵
شماره کتابشناسی ملی:م۸۲-۲۷۶۱۵
سرشناسه:کردان، علی، - ۱۳۳۷
عنوان و نام پدیدآور:رسانه وامدار متن/ علی کردان
مشخصات نشر:تهران : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، معاونت امور مجلس و استانها، ۱۳۸۴.
رده بندی کنگره:P۹۶/ن۹۵ک۴
رده بندی دیویی:۳۰۲/۲
شماره کتابشناسی ملی:م۸۴-۱۲۹۸۸
در سایت کتابخانه ملی ایران هم میتوانید بگردید: www.nlai.ir
توافتهای ایران و خارج
صالح شخصی
توافتهای ایران و خارج
موضوع انشای این هفتهی ما مثل هفتههای قبل "علم بهتر است یا ثروت؟" بود ولی چون موضوع خیلی خنکی بود؛ من تصمیم گرفتم کمی راجب به "توافتهای ایران و خارج" و مسایل غیره انشا بنویسم.
پدرم همیشه میگوید " این خارجیها که الکی خارجی نشدهاند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان دادهاند" البته من هم میخواهم درسم را بخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج میدانم.
تازه دایی دختر عمهی پسر همسایهمان در آمریکا زندگی میکند. برای همین هم پسر همسایهمان آمریکا را مثل کف دستش میشناسد. او میگوید "در خارج آدمهای قوی کشور را اداره میکنند"
مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با یک خانم... البته آن قسمتهای بیتربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. امادر ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود.
خارجیها خیلی پر زور هستند و همهشان بادی میل دینگ کار میکنند. همین برجهایی که دارند نشان میدهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کردهاند.
ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامههای علمی آن را نگاه میکنیم. تازه من کانالهای ناجورش را قلف کردهام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکاییها بر خلاف ما آدمهای خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل میکنند و بوس میکنند. اما در فیلمهای ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مینشینند که به ضعم بنده همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.
در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمیشود و نخبههای علمی کشور مجبور میشوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش میشوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان میدهد که از یک خانوادهی کارگری بوده اما تا میفهمند که نخبه است به او خیلی بودجه میدهند و او هم برق را اختراع میکند.
پسر همسایهمان میگوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شبها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.
من شنیدهام در خارج دموکراسی است. ولی ما نداریم. اگر اینجا هم دموکراسی میشد چقدر خوب میشد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعیس جمهور میشد و "مهناز افشار " هم معاون اولش میشد. شاید "آمیتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت میکردیم تا وزیر بشوند. خیلی خوب میشد. ولی سد افصوث و دریق که نمیشود.
از نظر فرهنگی ما ایرانیها خیلی بیجمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تنپرور هستیم و حتی هفتهای یک روز را هم کلاً تعطیل کردهایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایهمان شنیدم که در خارج جمعهها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرفهای پسر همسایهمان از بی بی سی هم مهمتر است.
ما ایرانیها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من میگوید "تو به خر گفتهای زکی".
ولی خارجیها تیز هوشان هستند. پسر همسایهمان میگفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان میروند و آخرش هم بلد نیستند یک جملهی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.
این بود انشای من.
تبلیغات
