سیاست نامه

 
گویش‌های در خطر مراغی و تاتی ثبت ملی می‌شوند
 
خبرگزاری میراث فرهنگی_فرهنگ و هنر_گویش های مراغی و تاتی که هم اکنون درخطر انقراض به سر می برند، در فهرست ملی میراث معنوی کشور به ثبت می‌رسند.
 
پس از تغییر ضوابط ثبت جهانی میراث فرهنگی که اواخر بهار امسال صورت گرفت و در اجلاس عمومی یونسکو نیز به تصویب رسید؛ دیگر زبان ها در فهرست میراث معنوی به ثبت نخواهند رسید. چرا که بر اساس ضوابط جدید زبان صرفاً در مرتبه محملی برای جاری شدن سنت های شفاهی است و خود از اقلام میراث معنوی محسوب نمی‌شود.
 
اما بر اساس تصمیمات پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی وبه دنبال آن ضوابط ثبت ملی میراث معنوی زبان و گویش های جاری در آن می توانند به ثبت ملی برسند تا امکان حفاظت از آنها بیشتر فراهم شود. به همین دلیل پژوهشکده زبان به دنبال تکمیل پرونده های گویش های در خطر مراغی و تاتی است تا به اداره ثبت سازمان ارائه شود.
 
اگرچه رییس اداره ثبت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اعلام کرده بود که ضوابط و دستورالعمل های ثبت ملی به تمام سازمان های وابسته و ادارات استانی سازمان ارسال شده است، اما به نظرمی رسد، هنوز این ضوابط به این پژوهشکده نرسیده است، چرا که هنوز تدوین این پرونده ها آغاز نشده است.
 
با این حال می‌توان به ارائه این پرونده ها در زمان نه چندان دور امیدوار بود. زیرا چهارچوب کلی پرونده ها پیش از این در پژوهشکده آماده شده اند و تنها باید مطابق با ضوابط و دستورالعمل های ثبت تغییرات لازم در آنها ارائه شود.
 
"یدالله پرمون"، مدیر گروه زبانشناسی پژوهشکده زبان پیش از این در گفت و گو با CHN عنوان کرده بود :«ما منتظر ضوابط یونسکو نماندیم و پس از تصویب ضوابط و دستورالعمل های ثبت ملی میراث معنوی تدوین پرونده ها را برای ثبت ملی آغاز کردیم. در واقع سال گذشته به موجب دستوراتی که از جانب ریاست پژوهشگاه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری دکتر هاشمی دریافت کرده ایم، موظف شدیم فارغ از مسئله ثبت گونه های زبانی ایران در فهرست میراث جهانی یا در فهرست های میراث معنوی، موضوع ثبت این اقلام پراهمیت را در مقیاس ملی پیگیری کنیم.»
 
وی ادامه داده بود:« یونسکو فهرستی تحت عنوان کتاب قرمز دارد که میراث های در خطر در آن ثبت می رسد و در واقع این فهرست مکانیسمی برای حفاظت از میراث های معنوی رو به نابودی است. البته هنوز از ایران پرونده ای در این فهرست به ثبت نرسیده است.»
 
گویش مراغی از گویش‌های بسیار پراهمیت خانواده زبان‌های ایرانی است كه هم اكنون كمتر از یک هزار خانوار ساکن 18 پارچه آبادی در مناطق رودبار و الموت آن را به کار می برند. این گویش به رغم اهمیت فوق العاده ای که از جنبه ی علم زبانشناسی دارد، جزو گونه های در خطر کشور ایران به حساب می آید.
 
گویش های تاتی یکی دیگر از گویش های در خطر ایرانی در گستره نسبتا وسیعی شامل روستاهای قزوین، آذربایجان و اردبیل تكلم می شده است، اما امروزه با رواج روزافزون زبان تركی و تنگتر شدن دایره استعمال گویش های تاتی ایران، این زبان كمتر تکلم می‌شود.


دختر 20 ساله:
برادرم مرا وادار به تن فروشی میکند!

زمانی که دخترک را در پشت میله های زندان دیدم اصلا باور نمیکردم او نیز خلافکار باشد زیرا چهره ی معصومش
خبر از غمی بزرگ میداد
اسم؟الهه هستم و 20 سال دارم
جرم؟فساد و فحشا
چرا به این کار روی آووردی؟ اشک امانش نمیدهد و با بقض میگوید: 15 سال داشتم که پدر و مادرم در یک حادثه ی رانندگی کشته شدند از آن زمان به بعد با برادر بزرگم زندگی میکردم که 27 سال سن داشت
روزهای خوش ما به آخر رسید زیرا برادرم معتاد به حشیش شد بدبختی هایم دو چندان شد زیرا برادرم تمام وسایل منزل را صرف خرید مواد میکرد به قدری آلوده شده بود که از 50 متری مشخص بود معتاد است
برادرم مرا وادار به تن فروشی میکرد و هرشب مرا به مردان ثروتمند اجاره میداد زمانی که اعتراضکردم با سیم کولر به جانم افتاد و مرا تهدید کرد اگر به حرفش گوش ندهم مرا خواهد کشت از آن به بعد هر روز آرزوی مرگ میکردم خسته شده بودم از همه کس از مردانی که به زور به من تجاوز میکردن از مردانی که با دندانهایی زرد و دهنی بد بو مرا میبوسیدند از برادرم که مرا قربانی اعتیاد خودش کرد هرگز برادرم را نخواهم بخشید
چگونه دستگیر شدی؟ برادرم مرا به فردی به نام اصغر خرگوش اجاره داده بود و در مقابل ازش مواد میگرفت
روزی اصغر خرگوش مرا به خانه ی فسادی برد و مرا وادار به رابطه نامشروع با همدستش کرد در همین موقع بود که ماموران انتظامی آنجا را محاصره کردند و مرا دستگیر کردند
از برادرت خبری نداری؟ برادرم چندی پیش بر اثر تزریق سرنگ هوا مرد
حکمت چیست؟ گریه امانش نمیدهد و با بقضی میگوید؟ افسوس که باید در اوایل جوانیم طناب سرد دار را بر گردنم حس کنم محکوم به اعدام شده ام زیرا زنا کرده ام ،الهه با غمهایش وارد سلولش شد

بدون شرح مینویسم فقط یک سوال این چه دردی است که درمان ندارد آیا اعدام کسی که در زندگی مجبور به حقارت تمام بوده با خفتی تمامتر باید اعدام شود تا عدالت اجرا شده و درمان انجام شود؟

راه دیگری نیست کسی میتواند سر بالا بگیرد و طناب بیندازد.؟

 



دردا و حسرتا که جهان شد به کام خر!

زد چرخ سفله سکه دولت به نام خر!

خر سرور ار نباشد؛ پس هر خر از چه روی؟

گردد همی ز روی ارادت غلام خر!

افکنده است سایه ، هما بر سر خران

افتاده است طایر دولت به دام خر

خر بنده خران شد ، آزادگان دهر!

پهلو زن است چرخ، به این احتشام خر

خرها تمام محترمند !اندرین دیار!

باید نمود از دل و جان احترام خر

خرها وکیل ملت و ارکان دولتند

بنگر که بر چه پایه رسیده مقام خر؟

شد دائمی ریاست خرها به ملک ما

ثبت است بر جریده عالم دوام خر

هنگامه ای بپاست ، به هر کنج مملكت

از فتنه خواص پلید و عوام خر

گفتم به یک وزیر ، که من بنده توام

یعنی منم ز روی ارادت غلام خر

خرهای تیزهوش ، همه كاران ملتند

یا حبذا ز رتبه و شان و مقام خر

از آن الاغتر وکلایند ، از این گروه

تثبیت شد به خلق جهان احتشام خر

ان شاه دروغین ، مظهر خر است

نبود بجز خر ، آری قائم مقام خر

چون نسبت  وزیر  به خر ، ظلم بر خر است

انصاف نیست ، کاستن از احترام خر

امروز روز خرخری و خر سواری است

فردا زمان خرکشی و انتقام خر


WinnerObama
Electoral Votes
349
Popular Vote
53%
McCAIN
Electoral Votes
163
Popular Vote
46%
واین هم نتایج انتخابات آمریکا امیدوارم در ایران نیز چند نفر نخبه سیاسی و فکری برگزیده و در انتخاباتی سالم و بیطرف و بدون تقلب و...انسانی در قامت رییس جمهوری این ملت برگزیده شود.


صحبت های ضد و نقیض رییس جمهور ما هم به نوبه خود نوآوری است و این حاکی از شکوفایی سیاسی است :

فارس: رییس جمهور گفت: چون استیضاح وزیر كشور را قبول ندارم در جلسه مربوط به آن نیز شركت نمی‌كنم. (این در حالیست که ایشان قبلا گفته بودند تمام قد و با حضور در مجلس از عوضعلی کردان دفاع خواهند کرد!)

 به عقیده ما این موضوع اصلی کشور نیست و طرح آن باعث ایجاد جنجال شده و مانع کارهای دولت می‌شود. از سویی شرایط کشور حساس است و دنیا در آستانه تحولات عظیمی قرار دارد.(بله! آقا ولش کنید اصلا چه کار به کردان دارید به مدیریت جهان بیندیشید و چون دنیا متحول شده و شرایط کشور حساس است بنابراین به شما چه که وزیر کشور مدرک ندارد، دروغگو هست و مشکل اخلاقی هم داشته است!! )

احمدی نژاد با تاکید بر اینکه کردان در این موضوع مظلوم واقع شد، تصریح کرد: من دلبستگی خاصی به ایشان و هیچ احدی ندارم ، حتی نسبت به فرزند خودم اگر بخواهد در مصالح کشور خدشه وارد کند دلبستگی ندارم اما کردان 30 سال است در این کشور کار کرده است.(واقعا هم مظلوم است و در این مطلب کلیه مردم جهان با سخن رییس جمهور موافقند! واویلا که این 30سال چه کرده؟)

رییس‌جمهوری (درباره استعلام از دانشگاه آکسفورد): قطعا این روال غلطی است که برای بررسی این موضوع در پیش گرفته‌اند. اینکه از کسانی شهادت بطلبند که صداقت در گفتار و رفتار ندارند.(قطعا در این موضوع باید از کردان و همفکران ایشان صداقت را فهمید!)

وی ادامه داد: اگر بنا باشد عادلانه به این موضوع رسیدگی کنیم باید یقه دانشگاهی که ایشان در آن تدریس می‌کرد را نیز بگیریم. چرا تا وقتی رفیق او بودند این حرف‌ها را مطرح نکردند و اکنون چه اتفاقی افتاده است که این گونه اظهار نظر می‌کنند.( این را هم باید پذیرفت ولی دکتر این فرافکنی است و اگر ساز و کار درست باشد همه کسانی که در این رابطه مقصرند باید مسئولیت بپذیرند مثل لاریجانی و دانشگاه آزاد و خیلی های دیگر اما آقا به نظر شما این فرافکنی نیست. و این که تقصیر ما نبود و یکی دیگه بود.)

البته ایشان مدرک کردان را کاغذپاره خواندند درحالیکه در دانشگاه کلمبیا و سازمان ملل و بعضی موارد خود را چهره دانشگاهی و روشنفکر معرفی مینمایند و به این افتخار هم میکنند؟! 

ان شاء الله بخشکد ریشه مصلحت و منفعت که حقیقت را ذبح کردند و مردم را به سخره گرفتند و ریشخند و ما البته همچنان صبورانه فقط ناظریم و گاهی اوقات فقط غر میزنیم البته یواشکی تا گوش نامحرم نشنود. خفه شدیم؟!! 

 


پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست

حرم دیر یکی صبحه و پیمانه یکیست

این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظریست

گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست


سعید پورنجاتی در "دلتا" در حاشیه بلندترین ساندویچ دنیا در ایران که به خاطر هجوم شهروندان به ساندویچ ‏مذکور نتوانست توسط کارشناس ناظر اندازه گیری و در کتاب رکوردهای گینس ثبت شود، نوشته است:‏

ایران فقط بلندترین ساندویچ دنیا را نساخته. بلکه ایران دارای بیشترین میزان فرار مغزها در جهان است؛ ایران ‏دارای کمترین میزان سرمایه‌گذاری خارجی در منطقه است؛ ایران دارای بالاترین نرخ تلفات جاده‌ای است؛ ایران ‏یکی از پنج کشور دارای بیشترین تعداد قتل در روز است؛ ایران دارای بیشترین تلفات وقت شهروندان در ‏خیابان‌های شهر به دلیل ترافیک است؛ ایران دارای بیشترین تلفات خاک در سال است؛ ایران دارای بیشترین اُفت ‏آب زیرزمینی در سال است؛ ایران دارای بالاترین نرخ تورم در منطقه است؛ ایران دارای بیشترین دعاوی حقوقی ‏در بین شهروندان خود است.‏

ایران دارای بیشترین نرخ نزاع خیابانی در منطقه است؛ ایران دارای بیشترین میزان ترک تحصیل در دوران ‏متوسطه است؛ ایران دارای بیشترین نرخ دختران فراری در منطقه است؛ ایران دارای بیشترین تعداد طلاق و ‏خودکشی در خاورمیانه است؛ ایران دارای یکی از بیشترین نرخ بیکاری در جهان است؛ ایران دارای بالاترین ‏آمار اعدام (بعد از چین) در جهان است؛ پایتخت ایران یکی از آلوده‌ترین پایتخت‌های جهان است؛ ‏
محیط زیست ایران یکی از ناپایدارترین، محیط ‌زیست‌ها در جهان است؛ ایران از نظر توسعه انسانی در بین ‏یکصد کشور نخست جهان جای ندارد؛ ارزش واحد پول ایران، یکی از نازل‌ترین واحدهای پولی منطقه است!‏


نامه سرگشاده علی مطهری به كردان
روی مین سیاسی استعفا بروید

 

دكتر علی مطهری در نامه سرگشاده‌ای كه برای «تابناك» ارسال كرده، خطاب به علی كردان چنین نوشته است:

جناب آقای كردان، وزیر محترم كشور
با اهدای سلام
قبول دارید كه مسئله وزارت جنابعالی كشور را در موقعیت حساسی قرار داده است. رسیدن به این نقطه ناشی از اشتباهی بود كه شما در جریان كسب رأی اعتماد از مجلس مرتكب شدید و به جای آن‌كه صادقانه درباره مدارك تحصیلی دكترا و كارشناسی ارشد خود صحبت كنید از معتبر بودن آنها دفاع كردید یا دست‌كم سخن موافقان خود مبنی بر معتبر بودن این مدرك را تلقی به قبول نمودید، كاری كه شاید خیلی افراد دیگر نیز اگر در آن شرایط قرار می‌گرفتند، از ترس از دست دادن مقام وزارت انجام می‌دادند و بعد می‌گفتند اساسا مدرك تحصیلی برای وزارت شرط نیست و این كتمان، خطای بزرگی نیست.
سخن در همین‌جاست كه این كتمان خطای بزرگی است و غیرقابل گذشت. اولا عدم صداقت را ثابت می‌كند و ثانیا پرستش قدرت را، در حالی كه یك وزیر در نظام جمهوری اسلامی اولا امین مردم است و ثانیا قدرت را برای خدمت به اسلام و ملت اسلام می‌خواهد نه به عنوان یك معبود، و برای رسیدن به قدرت از هر وسیله‌ای استفاده نمی‌كند.
به هر حال مسئله به اینجا كشیده شده است و ای كاش كشیده نمی‌شد. بعد از آن‌كه جنابعالی از مجلس رأی اعتماد گرفتید، اینجانب به برخی از دوستانی كه مسئله مدرك تحصیلی شما را پیگیری می‌كردند گفتم، این مسئله را رها كنید، به هر حال ایشان قانونا وزیر كشور هستند.
اما عده‌ای این مسئله را دنبال كردند و منجر به قرائت گزارش كمیسیون آموزش و تحقیقات در مجلس شد كه نشان می‌داد كه هیچ‌یك از دو مدرك دكترا و كارشناسی ارشد شما معتبر نیست و همه مردم از این امر آگاه شدند. اینجا بود كه ما وظیفه دیگری پیدا كردیم زیرا حجت بر ما تمام شده بود و باید وجدان جامعه قانع می‌شد. از همان ابتدا این تز را مطرح كردیم كه در درجه اول استعفا، در درجه دوم عزل و در درجه سوم استیضاح صورت گیرد و مدتی به شما و دولت مهلت دادیم بلكه راه اول و حداكثر راه دوم عملی شود، ولی گویا عزم دولت بر آن است كه ماجرای مشائی را تكرار و بر یك امر باطل، پافشاری كند و نمایندگان را مجبور به استیضاح نماید.
اینجا تصمیم‌گیرنده اصلی جنابعالی هستید. توصیه می‌كنم كه مستقل تصمیم بگیرید و حتی به توصیه‌های رئیس‌جمهور محترم مبنی بر ایستادگی و مقاومت اعتنا نكنید، همچنان كه اگر آقای مشائی به تصمیم خود مبنی بر عذرخواهی عمل می‌كرد، مسئله سریعتر و بهتر حل می‌شد.
اكنون وقت فداكاری برای انقلاب اسلامی است. هر كسی در این انقلاب به گونه‌ای آزمایش شده و می‌شود، آزمایش شما اینگونه تقدیر شده است. در دوره دفاع مقدس نوجوانان و جوانان بسیجی برای باز شدن راه رزمندگان اسلام روی مین می‌افتند، اكنون شما برای بازگشت اعتماد مردم به نظام اسلامی روی مین سیاسی استعفا بروید حتی اگر خود را صادق می‌دانید و معتقدید كه خطایی مرتكب نشده‌اید، زیرا به هر حال مسئله به اینجا منتهی شده و حل آن جز از این طریق ممكن نیست. در این صورت پیروز و شكست‌خورده معنا ندارد، همه ما پیروز خواهیم بود زیرا نظام جمهوری اسلامی پیروز شده است.
شما با استعفای خود نه تنها پایین نمی‌آیید، بلكه نزد خدای تعالی و در نظر مردم بالا می‌روید و عزیز می‌شوید. نمایندگان استیضاح‌كننده نیز بر آن نیستند كه شما را از هستی سیاسی و اجتماعی ساقط كنند و هیچ‌گاه خدمات اجرایی جنابعالی به نظام جمهوری اسلامی در طول سالیان دراز را نادیده نمی‌گیرند. آنان معتقدند برای كسی مانند شما كه چنین ماجرایی داشته است حضور در طلیعه و پیشانی این نظام به مصلحت نیست هرچند می‌تواید در پست‌های دیگری كه نیاز به رأی اعتماد مجلس نیست، به خدمت خود ادامه دهد. آنان هیچ كینه‌ای در خود نسبت به جنابعالی احساس نمی‌كنند و جز خیرخواهی برای شما و دولت و اصولگرایان و نظام جمهوری اسلامی چیزی در دل ندارند.
امیدوارم در این شرایط حساس مستقلا و بدون توجه به منافع افراد و گروه‌ها تصمیمی را اتخاذ فرمایید كه موجب رضای خدای متعال و مردم شریف ایران باشد.
برای شما آرزوی توفیق بیشتر دارم.


چند گاهی بود نتوانستم بنویسم نه دل و دماغ نوشتن داشتم و نه وقت آن را اما بازگشتم البته شاید گاهی مکث کردن و فکر کردن به گذشته بسیار مفیدتر از با عجله و سریع کار انجام دادن است. و  از کلام حضرت امیر که یک ساعت فکر کردن بهتر از هفتاد ساعت عبادت شاید یکی از دلایلش این باشد.

این لاریجانی هم موجود جالبی است که گاه انسان شک میکند آیا حضرت ایشان برای ملت تا چه درجه درک و فهم و شعور سیاسی قائل است. و این مطلب از مصاحبه او پیداست بخوانید:

"لاریجانی در خصوص برخی اظهارنظرها درخصوص مدرك كردان و مقصر جلوه دادن وی دراین خصوص گفت: فكر می كنم واقعیت ها به مرور خودش را نشان می دهد زیرا میدان عمل و نقش آفرینی ها روشن است.

لاریجانی با بیان اینكه البته آقای كردان فردی پركار است، اظهار داشت: ایشان در زمان مسئولیت من در صدا و سیما پركار و پرتلاش بودند. در لابلای این اظهارنظرها بعضی از حقوق افراد هم ضایع می شود، اما به هر حال معرفی ایشان توسط رئیس جمهور انجام شد و در انتخاب ایشان من نقشی نداشتم
.(ایا در انتخاب ایشان به عنوان معاون اداری مالی صدا و سیما و آن تحقیق و تفحص مجلس ششم از تخلفات گسترده مالی و مدرک و شخصیت ایشان هم آگاه نبودی؟ اگر نبودی که نمیشود لقب مدیر به جنابعالی داد در حالیکه معاون خود را نمیشناسی و اگر میشناختی که واویلا، البته احتمالا فرض دوم قریب به یقین است.)

بنده هم از این موضوع بی اطلاع بودم چون مدتی كه ایشان در رادیو و تلویزیون كار می كردند، من می دانستم ایشان بعنوان معاون اداری مالی زحمت زیاد می كشد و هیچ وقت هم برایم مهم نبود كه ایشان چه مدركی دارند.(
این جمله شرمندگی ما را بیشتر میکند!!؟؟آیا تخصص مهم نیست آیا کسی که هیچ تخصصی در امور رسانه ندارد باید در چنان جایگاهی باشد؟)

در مورد اینكه ایشان مدركشان را از كجا گرفتند نه تنها در مورد ایشان بلكه در مورد هیچ یك از مدیران سوال نكردم زیرا رئیس صداوسیما پرونده كارگزینی تشكیل نمی دهد.(یا للعجب یکی از دوستان 6ماه بصورت قراردای ساعتی برای سازمان ایشان در دوره آقای کردان کار میکرد سه بار به صورت کامل تحت گزینش قرار گرفت که البته تعبیر خودش بازجویی بود حال چطور در این رده از سازمان هیچ گزینشی صورت نگرفته؟)


 گزارش آقای عباسپور نشان می داد یك خللی در مدارك ایشان وجود دارد البته اینكه می گویند ایشان مدركش را جعل كرده است درست نیست؛ زیرا كسی این مدرك را جعل كرده است و خود ایشان در این قضیه دخیل نبوده است لذا در مورد مدرك دكترا اشكال به واسط بود نه خود ایشان
.(آقای رییس این که بخواهی حقایق را در لفافه تطهیر کنی اصلا کار درستی نیست. )

اما ایشان بالاخره یک نقصی هم در کار آقای کردان وارد آوردند که البته از شمشیر دموکلس تیزتر بود بخوانید: بنظر من یك نقصی هم در كار آقای كردان بود و آن اینكه ایشان حداقل باید مجلس را از این قضیه مطلع می كرد كه این كار را نكرد. به هر حال ایشان خدمت هم كردند این نقص را هم داشتند و نباید خدماتش را ضایع كرد. نقصی دیگر هم به شرایط بیرون وارد است كه بعضی ها فضا را غبارآلوده می كنند، (باز هم تقصیر بعضی های دیگر است لابد آقای سولانا و یا البرادعی مقصر باشد؟!)

رئیس مجلس شورای اسلامی تصریح كرد: اینكه گفته می شود این موضوع مربوط به مجلس است باید بگویم كه اولا به دولت مربوط است؛ دولت ایشان را معرفی كرد مجلس هم وظیفه خودش را داشت در واقع یك شانس مجلس دارد و یك شانس دولت و نباید در این قضیه خللی به كسی شود.(به این میگویند مال بد بیخ ریش صاحبش از محمود به لاریجانی و پاس کاریهای سیاسی ما مردم هم دلمان خوش است که اتفاقی بیفتد.)

دوستی تعریف میکرد در زمان معاونت آقای کردان در صدا و سیمای لاریجانی در حوزه معاونت اداری مالی لهجه مازنی میشد البته به شوخی؟!! به قول فردوسی بزرگ متاسفانه :سخنها به کردار بازی بود ...


نمی گویم یدالله را عدو کشت

                خدا داند علی را عدل او کشت

  شیعه هر جا پا گذارد با علی است

                  اول و آخر کلامش یا علی است

ای کاش علی شویم و عالی باشیم

                                                                      هم سفره کاسه سفالی باشیم

              چون سکه به دست کودکی برق زنیم

                                                                       نان آور سفره های خالی باشیم

 

بی علی دنیا ندارد اعتبار

                                                                              وای بر ما وای بر این روزگار

 

امشب این دل یاد مولا می کند

                                                                        لیلة القدر است و احیا می کند

             بشنو ای گوش دلها بی صدا

                                                                          نغمه فزت و رب الکعبه را

  شب قدر است و من قدری ندارم

                                                                            چه سازم توشه قبری ندارم

              مبادا لیلة القدرت سر آید

                                                                                 گنه بر ناله ام افزونتر آید

              مبادا ماه تو پایان پذیرد

                                                                                 ولی این بنده ات سامان نگیرد

 

یا رب به علی مرا به خود وا وگذار

                                                                  بخشا گنهم به روز عقبی مگذار

 

نازد به خودش خدا که حیدر دارد

                                                                       دریای فضائلی مطهر دارد

                 همتای علی نخواهد آمد وا...

                                                                        صد بار اگر کعبه ترک بردارد

 

به حق ساقی کوثر وجودت بی بلا باشد

دو دستت را علی گیرد نگهدارت خدا باشد